وقتی میخواهیم به دوستی کتاب هدیه بدهیم معمولا به این فکر میکنیم که چه نوع کتابهایی را بیشتر میخواند یا ممکن است بپسندد. این پرسش، در واقع سوالی راجع به ژانر مورد علاقهی او است. ژانر کتاب در سادهترین حالت، قالبی را مشخص میکند که کتاب در آن قرار میگیرد. هر رمان در دستهای مشخص با ویژگیهایی ملموس طبقه بندی میشود. در طول تاریخ چیدمان قفسهی کتابخانهها بر اساس همین قالبها بوده و در کتابخانههای بزرگ به زیرژانرها هم توجه میشود. خوانندهی پیگیر رمان به راحتی میتواند این طبقه بندی را دربارهی کتابهایی که خوانده است انجام دهد و احتمالا برایش سخت نباشد ژانر مورد علاقهی خود را انتخاب کند. در این مطلب به طور خلاصه به معرفی انواع ژانرهای مختلف و نمونههایی از هر کدام میپردازیم تا با آگاهی کاملتری به دسته بندی کتابها توجه کنیم و شاید هم مطلع شویم نویسندهی محبوبمان در کدام قالب پررنگتر عمل کرده است. محبوبترین نویسندگان، نویسندههای ژانر هستند و خوانندگان عموما به این دسته بندیها اهمیت میدهند.
در ابتدا باید توجه کنیم که تمام انواع کتاب را میشود به دو دسته تقسیم بندی کرد: داستانی و غیر داستانی. این دو مورد به زیر گروههایی طبقه بندی میشوند که به آنها ژانر میگوییم.
کتابهای داستانی، قصههای خیالی و ذهنی نویسنده و حاصل قدرت تخیل و خلاقیت او هستند و اتفاقها در زندگی واقعی شکل نگرفتهاند. کتابهای غیر داستانی، بر مبنای واقعیت نوشته شدهاند. آنها بر مبنای حقیقت و اطلاعات قابل دسترس نوشته شدهاند.
در ادامه به زیر شاخههای کتابهای داستانی میپردازیم؛ به ژانرها. البته لازم است توجه کنیم که هر کتاب میتواند در چند ژانر قرار بگیرد. در واقع نویسنده با ترکیب ژانرهای مختلف به گستردگی رمان خود و پیچیدگی شخصیتها و رفتارهای آنان پرداخته است. همچنین باید گفت که دستهبندی مشخص و قطعی برای انواع ژانرهای کتاب وجود ندارد. در ادامه این یادداشت همراه ما باشید تا انواع رمان و ژانر رمان را بشناسید.
رمانهای اساطیری
ژانر داستانی اساطیری، در مورد رمانها یا داستانهایی به کار برده میشود که بهنوعی از اساطیر ملتها، افسانهها، قصههای پریان و فولکلور الهام بگیرد و ریشه در آنها داشته باشد. در انواع ژانر کتاب اساطیری، برای شخصیتپردازی و قصه، معمولاً از کهنالگوهای آشنای اسطورهها استفاده میشود، ولی نویسنده آنها را به صورتی مدرنتر و گاهی با ترکیب دیگر ژانرها، مثل فانتزی، به کار میگیرد. این داستانها عموماً الهامگرفتهشده از اساطیر آسیا، آفریقا، یونان، چین، روم، فرهنگ بومیان آمریکا و افسانههای قرونوسطی هستند.
رمان «پنلو پیاد» اثر مارگارت اتوود، «دختری که به اعماق دریا افتاد» نوشتهی اکسی اوه و «اساطیر نورس» به قلم نیل گیمن از جدیدترین کتابهای این ژانر محسوب میشوند.
باید دقت داشت که ژانر اساطیری (Mythic) با ژانر اسطورهآفرینی (Mythopoeia) فرق دارد و نباید این دو را به جای هم گرفت. گرچه ظاهراً شباهتهایی دارند ولی در ژانر اسطورهآفرینی دنیا و شخصیتهای قصه، کاملاً مخلوق و ساختهی نویسنده هستند و ریشه در اساطیر یا افسانههای آشنا و قدیمی ندارند. کتاب «ارباب حلقهها» بهترین نمونهی ژانر اسطورهآفرینی است.
رمانهای ترسناک
ژانر ترسناک یکی از قدیمیترین ژانرهای ادبی است. این داستانها ریشه در کتاب مقدس و افسانههای مذهبی و زندگی و مجازات پس از مرگ داشتند. قصههای ترسناک قدیمی معمولاً متشکل از کاراکترهایی مثل ساحرهها، شیاطین، خونآشامها و ارواح بود و ماجراهایی هولناک و رعبآور حول آنها شکل میگرفت. منتقدین اولین داستان ترسناک مدرن را «فرانکنشتاین» مری شلی میدانند. داستانی که از یکسو به این ژانر هویت و ارزش بخشید و از سوی دیگر عنصر ترسناک جدیدی را به آن اضافه کرد؛ این بار قاتل نه روحی شریر و فراانسانی که هیولایی ساخت بشر بود که میتوانست همهچیز حتی خالقش را از بین ببرد. موتیفی درخشان که هنوز هم در ژانر تکرار میشود.
در تمام خطوط رمانهای ژانر ترسناک با اتفاقاتی وحشت برانگیز مواجه هستیم. فضای داستان، ما را منقلب میکند و در عین حال حاضر به کنار گذاشتن کتاب نخواهیم بود.
ادگار آلنپو هم از مهمترین نویسندگان داستانهای ترسناک در قرن نوزدهم بود که باعث رواج و محبوبیت این ژانر شد. با ظهور و فراگیرشدن روانشناسی در قرن بیستم، یک زیرژانر مهم به آن اضافه شد؛ ژانر ترسناک روانشناختی که استفن کینگ از نویسندگان سرآمد آن است.
«بچه رزماری» اثر آیرا لوین، «درخشش» نوشتهی استفن کینگ، «دراکولا» اثر برام استوکر و «جعبه پرنده» به قلم جاش ملمرن از مشهورترین داستانهای ترسناک چند دهه اخیر هستند که از روی آنها اقتباسهای سینمایی موفقی نیز صورت گرفته است.
چند نمونه دیگر از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- فرانکنشتاین، مری شلی
- آن، نوشتهی استیون کینگ
- سختتر شدن اوضاع، نوشتهی هنری جیمز
رمانهای تریلر
داستانهای پر از هیجان، زد و خورد، تعقیبوگریز و تعلیق عموماً در ژانر تریلر میگنجند. درواقع میتوان گفت خطر عنصر محوری این داستانهاست و قهرمان رمان خواسته و ناخواسته وارد ماجرایی خطرناک میشود. خیلی وقتها این قهرمانان شخصیتهایی عادی هستند که در مهلکه گیر میافتند و به هر نحوی باید خود یا دیگری را نجات دهند. تریلرها میتوانند جاسوسی، جنگی، تاریخی، اکشن، پلیسی، سیاسی، روانشناختی یا حتی عاشقانه باشند. در این ژانر یک تیپ ثابت و مهم دیگر هم هست؛ شخصیت شرور و ضدقهرمانی که توان انجام هر کاری را دارد. تریلر اساساً ژانری خیلی قدیمی نیست و بیشتر محصول خشونت و جنگهای قرن بیستم است. اما برخی منتقدان معتقدند «کنت مونت کریستو» اثر الکساندر دوما که در قرن نوزدهم نوشته شده نوعی تریلر انتقامی بود.
ایان فلمینگ یکی از بهترین نویسندگان این ژانر بود و مجموعهی «جیمز باند» او از معروفترین نمونههای داستانهای تریلر جاسوسی محسوب میشود. «دختر گمشده» گیلین فلین و «دختری با نشان اژدها» نوشتهی استیگ لارسن از شناختهشدهترین رمانهای تریلر چند سال اخیر دنیا هستند.
این گونهی رمان مخاطب را دچار احساساتی از جنس هیجان و تعلیق میکند. خواننده اقدام به پیش بینی میکند اما اغلب ناموفق خواهد بود و دچار اضطراب و شگفت زدگی میشود. پلات این رمانها پیچ و تابهای هیجان انگیزی دارند که ابزار نویسنده برای ایجاد تعلیق در رمان است.
چند نمونه از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- من خوب من بد، نوشتهی الی لند
- زمان اشتباه مکان اشتباه، نوشتهی جیلیان مک آلیستر
- هیچ چیز جاودانه نیست، نوشتهی سیدنی شلدون
- بوسهی خداحافظی با مادر، نوشتهی جوی فیلدینگ
- منشا، دن براون
رمانهای جنایی و کارآگاهی
ژانر جنایی پلات ثابتی دارد: جنایتی رخ میدهد و کسی تلاش میکند تا پرده از راز آن بردارد. معمولاً این فرد کارآگاه یا مأمور پلیسی وظیفهشناس است که به هر دری میزند تا مجرم را دستگیر کند. اما گاهی ممکن است قهرمان داستان بهجای پلیس، وکیل یا نیروی امنیتی و اطلاعاتی باشد. تعلیق و معما عناصر اصلی این ژانر محسوب میشوند. سر آرتور کانن دویل با خلق شخصیت شرلوک هلمز و آگاتا کریستی با هرکول پوآرو و خانم مارپل از سرآمدان داستانهای پلیسی و جنایی بودند.
البته کارآگاههای این ژانر، همیشه پلیسهایی آرام و زیرک و نکتهبین و مؤدب نیستند. تیپ دیگری هم هست که بیشتر در داستانهای آمریکایی رایج است؛ کارآگاههای خصوصی کلهشق و خشن و بددهنی که هیچچیز جلودارشان نیست و از کتککاری و زیر پا گذاشتن قانون هم ابایی ندارند. فیلیپ مارلوی ریموند چندلر، از شاخصترین کارآگاههای این سبک است.
«خواب گران» نوشتهی ریموند چندلر، «شاهین مالت» به نویسندگی دشیل همت و «پستچی همیشه دوبار زنگ میزند» اثر جیمز کین از بهترینهای این ژانر در قرن بیستم بودند.
رمانهای این ژانر به جرم و جنایت، جستوجو کردن دربارهی عوامل آن و پیدا کردنشان میپردازد. شاید سریالهای زیادی دیده باشیم که برگرفته از رمانهای این ژانر باشند. در این صورت، احتمالا طرفدار جدی این ژانر هستیم.
چند نمونه دیگر از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- شرلوک هولمز، نوشتهی آرتور دویل
- قتل در قطار سریع السیر شرق، نوشتهی آگاتا کریستی
- فیل در تاریکی، نوشتهی قاسم هاشمی نژاد
رمانهای رئالیسم جادویی
داستانهای رئالیسم جادویی، در مرز واقعیت و خیال حرکت میکنند. گرچه ریشه در واقعیت دارند اما در آنها بهکرات اتفاقات فراطبیعی، جادویی و فانتزی رخ میدهد. گاهی این ژانر با سوررئالیسم مشابهتهایی پیدا میکند ولی این دو ژانر، اساساً نگرش و دنیاهای متفاوت دارند. سوررئالیسم ریشه در علم روانشناسی دارد و از ناخودآگاه و رؤیاها الهام میگیرد، که همین باعث میشود آثار آنها کیفیتی رؤیاگون پیدا کنند، در دنیایی رؤیایی اتفاق بیفتند و تقریباً هیچچیز عادیای در آنها دیده نشود.
اما رئالیسم جادویی در دنیای واقعی اتفاق افتد و خیلی از پدیدههای نرمال هم در آن هست، اما اتفاقات جادویی و نامأنوس هم در آن دیده میشود. نکته اینجاست که این اتفاقات جادویی، خیلی عادی رخ میدهند، مثل پدیدهای فانتزی با آنها برخورد نمیشود و در دنیای داستان کاملاً قابلدرک هستند. ادبیات جادویی را با آمریکایی لاتین و داستان «صدسال تنهایی» اثر گابریل گارسیا مارکز میشناسند. گرچه بهترین نمونههای این ژانر در آمریکای جنوبی بودند ولی رگههایی از رئالیسم جادویی در نویسندگان اروپایی و آسیایی هم دیده میشود. مثلاً در برخی از رمانهای گونتر گراس یا میلان کوندرا.
از جمله کتابهای این ژانر میتوان به این موارد اشاره کرد: «خزان خودکامه» نوشتهی گابریل گارسیا مارکز، «هزارتوهای بورخس» اثر خورخه لوئیس بورخس و «گلبرگ برافراشته دریا» به قلم ایزابل آلنده.
در این کتابها فضایی کاملا طبیعی و واقعی حاکم است اما در آنها عناصر جادویی یا غیر واقعی نقشی مشخص دارند که رابطهی جادو با واقعیت کاملا طبیعی به نظر میرسد.
چند نمونه از کتابهایی که در این دسته قرار میگیرند:
- صد سال تنهایی، نوشتهی گابریل گارسیا مارکز
- مرشد و مارگاریتا، نوشتهی میخاییل بولگاکف

